تبليغاتX
عجب روزگاریه!!!
لذت حضور
در ایه 79 سوره اسرا خداوند متعال به پیامبر (صلی الله علیه و اله ) می فرماید که : " و من اللیل فتهجد به نافله لک عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا " یا رسول الله ! پاسی از شب را به سحر خیزی بپرداز . امید است که پروردگارت تو را ذر مقامی ستوده قرار دهد ." داستان زیر نمونه ای از این عطایای الهی را به شب زنده داران نشان می دهد : لذت حضور عالم بزرگوار آقا محمد تقی مجلسی در خاطرات خود می گوید : در یکی از شبها پس از اینکه از نماز شب و تهجد سحری فارغ شدم ، حال خوشی برایم ایجاد شد و از آن حالت فهمیدم که در این هنگام هر حاجت و درخواستی از خداوند نمایم ، اجابت خواهد شد فکر کردم چه درخواستی از تمور دنیا و آخرت از درگاه خداوند متعال نمایم که ناگاه صدای گریه فرزندم محمد باقر در گهواره بلند شد و من بی درنگ به خداوند متعال عرضه داشتم : پروردگارا ! به حق محمد و آل محمد ، این کودک را مروج دینت و ناشر احکام پیامبر بزرگت قرار ده و او را به توفیقاتی بی پایان موفق گردان . و این چنین بود که دعای این عارف سحر خیز به اجابت رسید و فرزند دانشمندش آنچنان توفیقاتی در ترویج دین و نشر احکام پیامبر به دست آورد که موافق و مخالف را به حیرت واداشت تا جائی که امروزه هیچ پژوهشگری در حوزه دین و علوم اسلامی از تالیفات این عالم وارسته و سخت کوش بی نیاز نمی باشد ******************************************************************************* سلام!! اول عذر و معذرت از بابت تاخیر!! سرم شدیدا شلوغ بود !!! خلاصه حرف بزنم!! 80% از بارامون سالم موندن معــــــجـــــزه شد!!!! به خیر گذشت!!! خونه خودمون 3 روز روضه داشتم!! خونه مادرشوورم 2 روز روضه بود! خونه مامانم 3 روز روضه بود!!! خونه دوسته شوهرم 3 روز روضه بود!!! نشمرین لطفا!!!! آخه بقیه شو یادم نمیاد که بگم!!!! خوبه شوورم طلاقم نداده! :دی بوی عید اومد!! کارگر گرفتم خونه رو گردگیری کردم!!!! بابا کدبانووووووووووووووووووو!!! :دی بعدا میام میگم!!! دوبی و تایلند هم خوش گذشت!!!! جاتون خالی!!!! دندونم شدید درد میادش!!!! هر که دارد هوس کرببلا بسم الله.......... بسم الله؟؟؟؟؟؟
شنبه یازدهم اسفند 1386 ساعت 23:22| نویسنده : روزگار بی مرام |
شکرت خداجونه نانازم!!!
سلام دوستای خوبم!!!

اومدم بگم برام دعا کنین

کارمون گره خورده!!!

یک  ماه میشه از تایلند اومدیم!!! اما....

بارمون هنوز نیومده! تو دوبی مونده

خدا رو شکر که اگه ضرری هم کردیم به مالمون بود نه به جانمون!!!

قربون خدا برم که مهربونه

تو زندگیه ما خیلی بهمون رحم کرده!!

بارامون میشه گفت نابود شد...زیر سیلی که تو دوبی اومد ۳ روز تمام مونده بود لبه اسکله

نامردا( ترخیص کار) نکردن بار رو ببرن تو پارکینگ.....

ناخدا هم گفت بار رو نیارین بهتره!!!!

اما ما داریم بار رو میاریم شاید تونستیم نصفه پولمون رو بگیریم!!

 

خدایا صد هزار مرتبه شکرت!!

کسی هم نمیدونه داریم فیلم بازی میکنیم که پدرشوهر مادر شوهرم نفهمن ...بیچاره ها اگه بفهمن کلی ناراحتی میکنن

یکی از دوستام میگفت چشم مردمه!!!

میگفت شما خیلی تو چشم هستین!!! خودم هم میدونم!!! خیلی ها چشم در چشم به آدم حسودی میکنن و حرف میزنن!!!

حالم یه کم گرفته!!!! از اینهمه سادگی و دل صافیه خودمون خسته ام!!!

نمی خوام بگم که فقط چشم بوده........چون حرفه بیخودیه!!! اما هر وقت ما ۳ تایی رفتیم جایی نشد یه جوری حالمون گرفته نشه!!!.....دیگه سادگی نمیکنم به کسی چیزی نمیگم!!!

شما نمی دونین تو زندگیه من چه خبره!!! .......هم من هم همسرم از خانواده ایی هستیم که......خدا میدونه چقدر دلهامون صافه و بدیه کسی رو نمیخوایم اما.....

خدا جونه مهربونه گلم

خیلی خیلی دوست دارم

میدونی هیچی  نگفتم جز شکر و سپاس از همه نعمتهایی که دادی و همه چیزایی که به حکمتت ندادی!!!!!!!!!!

خدایا بهمون ایمانی بده که......جز خوبی چیزی رو نبینیم!!!!

خداجونم همه تو زندگیشون موفق باشن ما هم همینطور

ای فدای محبتات

زینب همیشه عاشقت بوده و هست و ایمان اره به وجودت در سرتا سر زندگیش!!!

 

 

یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 17:7| نویسنده : روزگار بی مرام |
تاخیر؟؟؟؟!!!!
سلام برو بچ!!!
خوبین خوشین؟

من الان نمیتونم زیاد توضیح بدم!!!

میام میگم که چرا اینقده دیر آپ کردم!!!!!!!!!!!

نمی دونین چه ........واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

خلاصه که.......

میام میگم!!!!

فعلا ...یا علی

 

چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 16:26| نویسنده : روزگار بی مرام |
อดทาสอดา
سلام دوستای گلم

من الان تایلند هستم

امشب ساعت ۱ میریم دوبی و ۷ صبح اونجاییم

اینجا خیلی بهم خوش گذشت

اما......

بدجوری مریض شدم!!!!!!!!!!!

دمار از روزگارم در اومد!!!! به خانواده مون چیزی نگفتیم!!!!!!!!!

الان تو هتل هستیم میخوایم چک اوت کنیم بریم فرودگاه!!!

 

جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 13:14| نویسنده : روزگار بی مرام |
بدرقه!!

دلم به اندازه تمومه خاطراتم گرفته!!!!!

دلم به اندازه وسعته تموم کره خاکی تنگه!!!!

دلم به اندازه هفت آسمون هوایی شده!!!!!

وکسی این دل تنگیها رو درک میکنه که مزه زمزمه های عاشقونه شو چشیده باشه و تو مسجدالحرام به تماشای صفای وجود حاجی ها نشسته باشه!!!

 

 

 

 

اتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت /عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت

 

دیروز صبح ساعت 10 پدر و مادر علی آقا ( دوست و شریک همسرم) رفتن مکه باسه حج تمتع......خدا به همراهشون!!! رفته بودیم بدرقه شون و گفتن التماس دعا!!! همچین یه بغضی زد به گلوم که نگو.....اشک گوشه چشمم جمع شده بود!!!

حسه رفتن...

کوچ از دیار دلبستنی ها به سرزمینی که هر دلمشغولیهاتو باس اونجا خاک کنی!!!

رفتن پیشه معبودی که سر به سجده ش میذاری و صفای عشقشو هیچ جایی نمیبینی!!

جز تو دلی که اونجا با زمزم وجودت با اشکهای پشیمونیت و التماست شسته شده!!
گریه به آدم امون نمیده....

دست تکون میدی و میگی

 سلاممو به بقیع غریب برسون!!! رو به گنبدالخضرا که ایستادی سلامم رو به حبیب الله برسون!!!

                                                                                

                                                                                         

 

                       

    

به علی.... به فاطمه به این غربت دیوونه کننده ایی که تو مدینه هست!!!!

 

 

این دله تنگم غصه ها دارد

گویی یا میل کربلا دار

ای خدا ما را کربلایی کن

بعد از آن با ما هر چه خواهی کن

 

مامی و بابا جونم هم دیروز 6 صبح رفتن کربلا!!!!!  خوش به حاله قشنگشون!!! 3روز قبل از رفتن روزه گرفته بودن ! میگن زائر امام حسین  قبل از زیارت آقا ثواب داره 3 روز روزه بگیره و با حزن و اندوه وارد کربلا بشه!!

خیلی دلم کربلا میخواد ....تا حالا قسمتم نشده که برم باسه زیارت آقا!!! دلم یه جوریه!!! وقتی تو مدینه مولا علی اینطوری غریبونه اسمش دله آدم رو محزون میکنه! نجف چی میتونه باشه؟؟؟؟!!!!! نجف که دیگه دلبری میکنه!!!

از کربلا زیاد شنیدم.....مامان این دومین سفرشه که رفته  به کربلا....3-4 بارم رفته مکه اما همیشه میگه کربلا یه حزن و اندوه خاصی داره....آدم دلشه اونجا یه طوری میشه....همیشه آرزوی کربلا رفتن تو سرش هست!!!

ما که نرفته خاطرخواشیم...مولا ما بی لیاقت ها رو هم بطلب(من)....آخه این دله کوشولوم   چقد تحمل کنه؟؟؟

 

 

 

 

آنان را كه از مرگ می ترسند، از كربلا می رانند.

 

و مرا از كربلا رانده اند؛ تو را چطور؟...

 

(شهید آوینی)

 

 

امروز یعنی یکی دو ساعت دیگه ما هم میریم!!!! میریم تهران و چند تا وسیله (  غذای آماده هانی) بخریم و بعدش بریم فرودگاه ( امام خمینی) و ساعت 4 صبح با پرواز امارات میریم دوبی و ساعت 6 میرسیم و 2 ساعتی تو سالن ترانزیت میمونیم و بعدش ساعت 8 میریم به طرفه بانکوک......چند روزی هستیم بانکوک و برگشت به طرفه دوبی و چند روزی هم دوبی میمونیم و بعدش میایم سر جای اولمون!!!!! یه دو هفته ایی تشریف نداریم!!!!

خوش بگذره به فروشنده هامون!!! همه شون ذوق زده بودن از اینکه داریم میریم!!! 2 هفته ایی بالا سرشون نیستیم!!!

ما اون هفته گذشته مشغول افتتاح یه شعبه جدید بودیم ببخشین دیگه سرم شلوغ بود نتونشم که بیام به دوستای گلم سر بزنم!!!

زیاد حرفیدما .... هنوز چمدونامون رو نبستیم! در واقع هنوز جمع نکردیم وسایلمونو!!! دیر میشه!

وای من دیگه برم....

خوش باشین دوستای گلم

شاید از اونجا ها تونستن آن بشم!!!! اما اگه نشدم منو ببخشینا!!!

التماس دعا

یا حق....

چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 12:21| نویسنده : روزگار بی مرام |
باغبونی!!!

راه حل امام موسی صدر جهت دست دادن با خانومها:

 

 روزی امام صدر در یک کلیسا یا )دانشگاه) سخنرانی بسیار موثر و جذابی ایراد کرد و همه را مجذوب نمود. اواخر سخنرانی یک خانم جوان و زیبا که از این توفیق یک عالم مسلمان بسیار دلخور بود به دوستانش گفت: من می دانم چه طور حالش را بگیرم و ضایعش کنم! و بلا فاصله پس از پایان سخنرانی در حالیکه همه را متوجه خود کرده بود جلورفت و دستش را به طرف ایشان دراز کرد. ایشان طبق عادت دستشان را روی سینه گذاشتند. او هم که منتظر همین بود پرسید: می خواهید نجس نشوید؟ (و به همان موضوعی اشاره کرد که مشکل سو تفاهم خانم هاست و شبهه دون پایه بودن زنان در دیدگاه اسلام و نجس بودن غیر مسلمانان و…) ایشان با زیرکی بلافاصله پاسخ دادند: بل لاحافظ علی طهارتک! فرمودند بلکه بر عکس تو آنقدر با ارزش و پاک هستی که چنین تماس هایی حریم قدسی و زنانه تو را می آلاید… این جواب حکیمانه و عارفانه و عمیق و هوشمندانه نه تنها توطئه او را خنثی کرد بلکه کار بر عکس شد و جمعیت مسیحی حاضر بیشتر به وجد آمده و به ایشان ارادت بیشتری پیدا کردند.

 

                              

 

سلام به دوستای گل و با مرامم!!

خوبین خوشین سلامتین؟؟؟ ما هم به شکر خا خیلی خوبیم! آخرشه!!!

خلاصه که تکذیب میکنم!!!!!!

تکذیب میکنم که اگه مُرده شده باشم!!!آخه 4 روز نیومدم نت گردی این حرفا رو داره؟؟

جونم باستون بگه که  مادرشوورم چند روز پیش جراحی صفرا داشت و منم مثه یه عروس خانومه گُل باهاش رفتم تهران ( منو همسرم) نذاشتم که خواهر شوورم بیاد گفتم ای بـــــــابـــــــا من هستم دیگه تو چرا بیای!!! خلاصه که خیلی تیریپ مثبت اومدم و همسر جونم این چن روزی همچین شوکه شده که میبینه چقده هوای مامانشو دارم!!! همه کلی ازم تشکر کردن منم گفتم کاری نکردم !!!

این روزا خیلی سرم شلوغ بودش!!!!!!! وووووووواااااااااای نی دونین که !! تو باغچه خونمون سبزی کاشتم کاهو هم کاشتم!!!! حالا ببینم چی در میاد شاید جای سبزی علف  و یونجه در بیاد!!!

شوید ، شاهین ، تربچه ، تره ، اسفناج ، جعفری ،واااااااااااااای چه شود اگه در بیاد!!! غروبی هم میخوام برم خونه مادرشوورم تو حیاطشون که خیلی بزرگه و باغچه شون هم بزرگه کاهو و سبزی بکارم!!!

زینب خانوم باغبان میشود!!! عاشقه این کارام!!!! امروز صبح یک کاره پاشدم رفتم تخم سیزی ها و یه بیلچه کوشولو رو خریدم!!! حالا خدا کنه خوب دربیاد!!!! یه هو دیدی کله همسایه هامون اومدن جلو در خونه مون صف کشیدن یکی یه دونه آبکش گرفتن میان ازم سبزی میگیرن!!!

البته اگه در بیاد بهشون یه کم میدم!! خسیس نیسم!!

 همسر جونم که ظهر اومد گفت بیا بالا سرما نخوری دلم شور میزنه اگه سرما بخوری مسافرتمون چی میشه!!!؟؟!! راسسی 14 آذر دیگه رفتنی شدیم! بلیطمون رو با پرواز امارات گرفتیم و اولش میریم تایلند و بعدش هم چند شبی دوبی کلا 2 هفته طول میکشه!!! از همین حالا دارم فکر میکنم چی سوغاتی بخرم!!!کلی ذوق دارم!!!1 حالی وده ها!!!!!!!

حالا این یکی پست رو جهته دست گرمی داشته باشین بازم میام کلی منبر میرم باستون!

 

 

***حرفای حسابی***

 

فاصله تابش خود را بر دیگران تنظیم کن خداوند خورشید را در جایی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند

 

در همه عالم گشتم و عاشق نشدم

تو چه بودي كه تو را ديدم و ديوانه شدم

 

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند .

دکتر علی شریعتی

شنبه بیست و ششم آبان 1386 ساعت 14:35| نویسنده : روزگار بی مرام |
خدایا شکرت!!!
 

روزي مردي خواب عجيبي ديد او ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي آن ها نگاه مي کند. هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين مي رسند، باز مي کنند و آن ها را داخل جعبه مي گذارند. مرد از فرشته اي پرسيد، شما چه کار مي کنيد؟
فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد، گفت: اين جا بخش دريافت است و دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم. مرد کمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت مي گذارند و آن ها را توسط پيک ها يي به زمين مي فرستند. مرد پرسيد شماها چکار مي کنيد؟ يکي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت هاي خداوندي را براي بندگان مي فرستيم. مرد کمي جلوتر رفت و ديد يک فرشته بيکار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟ فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است. مردمي که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي عده بسيار کمي جواب مي دهند. مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسيار ساده، فقط کافي است بگويند: خدايا شکر! خدايا من انسانم به آنگونه اي که تو آفريدي . نمي توانم مثل فرشتگانت پاک و آسماني باشم . گاهي فريب مي خورم و گاهي فريب ميدهم . گاهي ناشکر مي شوم و گاهي خودخواهي وجودم را فرا مي گيرد. اما هميشه هميشه هميشه پشيمان مي شوم و به سوي تو باز مي گردم چون آغوش تو هميشه باز است

 

 

دیروز داشتم فکر میکردم خدا چقدر مهربونه ....
بهترین چیزا رو بهم داده....
اگر هم چیزی نداد حداقل درسش رو داد!!!!
ما بنده ها عادت کردیم از خدا وسیله بگیریم .چیز بگیریم...اما درس نمیگیریم!!!
نمی دونیم چرا خدا زده پس گردنمون.؟؟؟
ما تو اوج مشکلاتمون از خدا طلبکاریم!!! حتی وقتی هم که شادیم بازم طلب داریم از خدا!!!
همیشه خدا باس قدم به طرفه ما برداره ماها اینجا نقش بازی میکنیم!!!

خودمو میگم!!!
چطوری میتونم از خدای مهربونم به خاطر اینهمه نعمتهاش تشکر کنم؟؟؟؟
اینقده خدا بهمون نعمت داده که خیلی هاش برامون عادی شده
نبودن خیلی از اینها حس طلبکار بودنون رو گل میکنه!!! ما روال عادی زندگی رو بدون خیلی از داشته هایی که میتونست نباشه رو نمی تونیم تصور کنیم!!
نمیتونیم تصور کنیم اگه مادر نداشتیم...
اگه پامون کج بود....
اگه شوهرمون فلج میشد...
اگه فقیر بودیم....
اگه ........
خیلی از این اگه هایی که میتونست باشه ولی به لطف و رحمت خدا اینها نیست!!!
ما خوشبختیم!!!
چون یه دلی داریم که توش یاد خدا میتپه!!!
عشقی داریم که به خدا وصل میشه!!!
و دستی داریم که به سوی بی نیازترین موجود عالم دراز میشه !!!!
و خدایی که همیشه منتظر ماست!!!!

حس خوشبختی بستگی به این داره که ما از چه زاویه ایی به زندگی نیگا کنیم!!!!

          

آقای همسر هم 3شنبه رفتش تایلند.....
از بعد از عروسیمون این 2وین سفری بود که تنهایی رفتش!!!
بعد از عروسی با هم رفتیم دوبی و مشهد و اردبیل و این ور و اون ور و....
خلاصه وقتی که میرفت عین بچه ها ابروهام تو هم بود و آخرش زدم زیر گریه و اونم یه هویی زد زیر گریه حالا نمی دونم مثه چی پشیمون شدم که نباس اینقده خودمو ناراحت نشون بدم!!
بیچاره دلش رفت!!!!
کلی داشت میرفت دلداریم میداد که آذر ماه با هم میریم دوبی و ترکیه منم با لج میگفتم که نخیر نمیام به من چه اصن!!!!
هی میگفت خانومی اینقده زجرم نده!!! بعد عید میریم تایلند  شاید تا قبل عید سوریه هم رفتیم!!!
منم که فقط میزدم تو ذوقش و اما خداییش خوشحالم از اینکه باهاش میرم مسافرت ...دارم روز شماری میکنم که زودتر آذر ماه بیادش
بریم یه 2 هفته ایی ترکیه و دوبی!!!
 خدا به شوهرم سلامتی بده!!!!!!
خیلی کارش سخته مثلا الان که تابلنده غذاهای اونجا افتضاح ست!!!! تازه غذای حلال هم زیاد پیدا نمیشه!!!!
همش براش دعا میکنم....توی همسن و سالاش از همه بیشتر تلاش میکنه!!!! خدا رو شکر که وضعمون هم خوبه!!!!
همه اینا لطفه خدای مهربونمه که هیچ جور نمی تونم ازش تشکر کنم!!!!!

خدایا چیکار کنم که خیلی خاطرخواتم!!!!
دلم برات تنگ شده!!!!!
یه وقتایی از این خودم بدم میاد!!! از اینی که نمیتونه برا خداش معبودش پروردگارش بنده خوبی باشه!!!
خدایا دستمو بگیر بدجوری به کمکت نیاز دارم!!!
آخر سر هم می خوام چند تا دعا بگم
خدایا دله همه پدر مادر ها رو شاد کن!!!
همه جوونها خوشبخت بشن!!
همه دوستام و عزیزام سالم باشن!!!!!

خدایا همه مونو عاقبت بخیر کن!!!!

آمــــــــیـــــــــــــــــن

پنجشنبه سوم آبان 1386 ساعت 15:34| نویسنده : روزگار بی مرام |
عید فطر

كم كم غروب ماه خدا ديده ميشود

 صد حيف از اين بساط كه برچيده مي شود

 در اين بهار رحمت و غفران و مغفرت

 خوشبخت آن كس است كه بخشيده مي شود.

 

  عيد فطر مبارك

 

جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 17:25| نویسنده : روزگار بی مرام |
تولد!!
                                                             

سلام.....

مقدمه چینی نمی کنم!....

قبلا ها وبلاگی داشتم! اما حالا؟؟.......هیچی بابا ولش.....

امروز ۱۹ مهر درسته؟؟؟؟

امروز تولدم بود!.......۲۱ سال پیش همچین روزی  زینب کوشولو خانوم! به دنیا اومد.....

(اهی قربون خودم برم )!!

خلاصه که تولدمه ......دیشب منو آقای همسر جون مهربونم یه تولد گرفتیم!....۲ نفری

اینقده با حال بود!.....

دیشب قشنگترین و بهترین و باارزش ترین هدیه دنیا رو آقای همسر بهم داد.....!!!!!

اولش یه انگشتر ناز برام خرده بود و بهم هدیه داد!.....همینطوری که تو کف خوشگلیه

 انگشتر بودم آقای همسر یه چیز دیگه هم بهم هدیه کرد!......

خداییش کفم برید....

 یه متر پریدم هوا......

باورم نمیشه.....!!!!!

فیش یه حج تمتع!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!......................

خدایا شکرت!.......از همه چیزا.....از این همسر خوبی که بهم دادی!......

من ۳ ماه پیش با آقای همسر از حج عمره اومده بودم!!!!

 ۱۰ روز بعدش هم جشن عروسی مون بود!!!!

....حالا آقای همسر با این کادوی خوشگلش منو ذوق مرگم کرده بود!!!!....

اشک از چشمام اومده بود....نمی دونستم چطور باید تشکر کنم!....

چون همسرم میدونست من چقد مکه رو دوست دارم و چقدر دوست دارم تمتع برم!!!!!....

خدایا به همسرم سلامتی بده...جفتمون حج تمتع می ریم؟؟؟؟

...آره خدا جونم؟؟؟؟یعنی تا اون موقع زنده میمونیم؟؟؟؟؟؟

شکر...

پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 21:23| نویسنده : روزگار بی مرام |

خدایا

 

چینی شکسته دلم را

 

بند بزن !

 

گرچه آمیزه گناه و گریه ام

 

لبخند بزن !

شنبه هفدهم شهریور 1386 ساعت 16:4| نویسنده : روزگار بی مرام |
درباره وبلاگ
من اسمم....ای وای شما که اسممو می دونین!!!2 مرداد 86 منو همسر مهربونم زندگیه عشقولانه مونو شروع کردیم!!!شکر خدا هر دومون از زندگی مون راضی هستیم!!!.....خودم که در پی علم و یه نمه هم بیزینس!!! و همسرم هم تو کار وارداته!!!..خلاصه هراز گاهی میره سفر !!!!!!! میگن مسلمونم!!!! جالبتر اینکه میگن شیعه هستم!!! اینا یعنی چی؟؟؟ از مسلمون بودنمون یه اسمه خشک و خالی رو یدک میکشیم!!!!عاشق بحث و گفتگو هستم مخصوصا وقتی با خارجی ها یا غیر شیعه ها حرف میزنم!!!! دلم میخواد اصالت انسان بودنم و رسالت مسلمونی و شیعه بودنم رو به همه جار بزنم!!!! همه بدونن حجاب پوشش مخصوص زمان و مکان خاصی نیس!!!! کاش درک کنیم که چه رسالت بزرگی رو به دوش میکشیم!!
طراح قالب

آمار وبلاگ
کاربران آنلاین :
بازديدها :


دانلود RssReader

Powered By
BLOGFA.COM

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مارشال22